شهرسوخته
ArrowArrow
Shadow
Slider
×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 829

نخستین جراحی قلب ایران:

يحيي عدل

 

زندگينامه پروفسور يحيي عدل از زبان دكتر عبدالحميد حسابي شاگرد ايشان برگرفته از كتابي تحت عنوان «زندگينامه پروفسور يحيي عدل همراه با خاطراتي از شاگردان استاد».

در دوران كودكي در تبريز مدتي به مكتبخانه رفت و دوره دبيرستان را در مدرسه حكمت تبريز به پايان رساند. سال هفتم و هشتم دبيرستان را در كرمانشاه سپري كرد، در آن زمان پدرش يوسف عدل حاكم كرمانشاه بود. در سن 14 سالگي به اتفاق برادر 16 ساله اش غلامرضا عدل و يك همراه عازم فرانسه شد و از طريق قزوين، رشت، انزلي، باكو، تفليس، استانبول، مارسي، با اتومبيل و كشتي و قطار پس از 40 روز به پاريس رسيد.

adl دوره اول متوسطه را در سال 1924 و دوره دوم را در سال 1927 به پايان رساند و از دو رشته فلسفه و رياضي ديپلم «باكالورا» دريافت كرد. چون رياضياتش قوي بود ابتدا قصد داشت مهندسي بخواند دو سه ماهي هم آن را شروع كرده بود كه به توصيه و تشويق عمويش دكتر حبيب عدل، تغيير رشته داد و پس از طي كلاس پ.ث.ان PCN (منظور فيزيك و شيمي و طبيعي است) در سال 1928 وارد دانشكده پزشكي پاريس شد. در سال 1931 در مسابقه اكسترناي بيمارستان هاي پاريس توفيق يافت و مدت دو سال در رشته ي داخلي و يكسال در قسمت جراحي كار كرد. در سال 1934 به مقام انترني بيمارستان هاي پاريس نايل آمد، عنواني كه در آن زمان آرزوي دست نيافتني خيلي ها بود. مدت چهار سال با اين سمت در بخش جراحي عمومي، بيماريهاي زنان و مامايي، جراحي كودكان و بيماريهاي ميزراه، بيمارستان هاي درجه يك پاريس با استادان نام آوري كار كرد كه هر يك در زمان خود غولهاي پزشكي بودند. لازم به تذكر است كه قبل از پروفسور عدل يك نفر و بعد از ايشان معدودي از ايرانيان به افتخار انترني بيمارستان هاي پاريس نايل شدند ولي هيچ كدام موقعيت او را پيدا نكردند. پس از پايان دوره انترني مدت دو سال به سمت رئيس درمانگاه در بخش جراحي پروفسور گرگوار به كار پرداخت و به سال 1939 در مسابقه دانشياري شركت جسته به اخذ ديپلم «اگرگاسيون» موفق گرديد و «پروفسور اگرژه» شد. قابل ذكر است كه در آن هنگام خارجي ها حق شركت در امتحان «اگرگاسيون» را نداشتند و به خاطر ايشان كه مورد توجه شديد استادانش بود قانون را تغيير دادند و اين هم افتخار بزرگي براي يك ايراني بود. پروفسور گرگوار بسيار مايل بود تا عدل جوان را در پاريس نگه دارد ولي عشق به ايران كه همواره تمام وجودش را فراگرفته بود او را به سوي وطن بازگرداند. در سال 1318 به ايران مراجعت كرد و بلافاصله به خدمت نظام وظيفه رفت و در بخش جراحي بيمارستان شماره يك ارتش مشغول به كار شد. همزمان بنا به دعوت دكتر جواد آشتياني معاون دانشكده پزشكي تهران جهت تدريس جراحي دعوت شد و بنا به گفته دانشجويان آن زمان، پروفسور عدل كه تابع مقررات سخت ارتش بود با همان يونيفورم سربازي با پوتين در كلاس درس دانشكده حضور مي يافت. در آن هنگام پروفسور ابرلن رياست دانشكده پزشكي تهران را به عهده داشت و چون سابقه پروفسور عدل را مي دانست ايشان را در ابتدا به دانشياري و سپس به استادي كرسي جراحي دانشكده پزشكي تهران برگزيد. در آن زمان استادان كرسي ها به دو دسته تئوري و باليني تقسيم مي شدند. استادان كرسي باليني در بخش هاي بيمارستان ها و استادان تئوري فقط در دانشكده درس مي دادند و بخش نداشتند. پروفسور عدل تنها استاد كرسي تئوري بود كه از ابتدا صاحب بخش هم بود.

و بدين ترتيب پروفسور عدل از سالهاي آغازين دهه بيست در بخش جراحي بيمارستان سينا با عنوان رئيس بخش مشغول به كار شد. او در عين حال پايه گذار بخش جراحي اورژانس بيمارستان سينا بود و پايه هاي اين بخش را آن چنان استوار بنا نهاد كه هنوز هم بعد از گذشت نيم قرن به خدمات بيشمار به مجروحان و بيماران اورژانس مختلف، مي توان گفت كه فعالترين بخش جراحي اورژانس در سرتا سر ايران است. بعد از برپايي اين بخش بود كه پروفسور عدل دستور داد تا تمام بيماران اورژانس اعم از تروما و غيره بايد بلافاصله پذيرفته شده و تا تعيين تكليف نبايد مرخص شوند و چيزي به عنوان نداشتن تخت نبايد مانع پذيرش بيماران شود حتي اگر مجبور شوند آن بيمار را روي زمين بخوابانند.

خانه پروفسور عدل در تهران که در دوره رضا شاه ساخته شده است و اکنون به عنوان ساختمان پژوهشکده و فرهنگستان هنر استفاده می‌شود Professor Adl house Cropped

اما مهم ترين و ارزنده ترين اقدام پروفسور عدل تربيت جراحان بيشمار در ايران بود خودش در اين باره چنين مي گويد:

«وقتي كه من به ايران آمدم جراحي در سطح شكافتن آبسه ،پاناري، به ندرت فتق و بواسير بود و استادان قبل از من آن چنان درها را بسته بودند كه كسي فكر نمي كرد مي تواند جراح شود. كاري كه من كرده ام اين بود كه اين درها را روي نسل آن روز باز كردم و نشان دادم كه هركس با استعدادي معمولي مي تواند جراح شود.» و چنين شد.

او با تشكيل سيستم رزيدنتي كه براي اولين بار در ايران بوجود آورد، جراحان بي شماري تربيت كرد و به سراسر كشور اعزام داشت. جراحاني كه خود بعدها استادان بزرگي شدند و آنها هم استادان ديگري تربيت كردند. به طوري كه اگر هر ده سال را يك نسل جراحي به حساب آوريم، امروز نسل ششم يا هفتم تربيت شدگان مكتب عدل را در گوشه و كنار اين سرزمين مي توان سراغ گرفت.

در سالهاي دهه 20 و 30 و حتي 40 كه ارتباط با دنياي خارج كم و محدود بود سالي حداقل دو بار به اروپا مي رفت و در بازگشت كارهاي جديد و تكنيك هاي تازه جراحي را كه مشاهده كرده بود به شاگردانش مي آموخت. در اين باره مي گويد «من نمي دانم آيا اين يك عشق و احساس دروني بود يا يك بيماري؟ كه من هرچه مي دانم بايد به ديگران ياد بدهم.»

در يكي از همين سفرها بود كه يك پزشك فرانسوي به نام دكتر «بوئه» را به ايران آورد كه وظيفه اش بيهوش كردن بيماران بود و شايد بتوان او را اولين بيهوشي دهنده در ايران اطلاق نمود.adl2

يكي از اقدامات مفيدي كه دكتر بوئه به دستور پروفسور عدل انجام داد حضور در بنگاه پاستور بود و با كمك اين مؤسسه سرمهايي تهيه نمود كه ضد تب «پيروژن» بود چرا كه تا آن زمان به علت بروز تب سرم ها را زيرجلد تزريق مي كردند و مي ترسيدند داخل وريد بزنند. مسئله تزريق خون هم اولين بار به ابتكار پروفسور عدل در بيمارستان سينا با ايجاد يك مركز كوچك ولي فعال تشكيل شد كه رزيدنت هاي جراحي آن را اداره مي كردند و تا سالها بيمارستان هاي ديگر را تغذيه مي كرد. تشكيل مكتب عدل در سال 1338 و برگزاري كنگره هاي جراحي اين مكتب در زمان خود از پرمحتواترين كنگره ها بود و تا آن هنگام هيچ گردهمائي پزشكي در ايران چنين ازدحام و جمعيتي به خود نديده بود. از سال 1340 بعد از افتتاح بيمارستان تجريش (شهداي امروز) اداره بخش جراحي آن بيمارستان به عهده ايشان واگذار شد. وي تا سال 1352 در آنجا بود. از سال 1353 مسئول بخش جراحي و مدير گروه جراحي بيمارستان شريعتي شد و تا زمان بازنشستگي مسئوليت تدريس جراحي دانشكده و اداره اين بخش جراحي را بر عهده داشت. با همه اينها علاقه او به بيمارستان سينا چيز ديگري بود به طوري كه «سينا و عدل» همواره دو نام تفكيك ناپذير بوده است. از افتخارات ديگري كه پروفسور عدل نصيب كشور كرد عضويت آكادمي جراحان فرانسه بود كه از عناوين افتخارآميز جهاني است و اين مهم در سال 1344 اتفاق افتاد. همچنين دريافت نشان هاي داخلي و خارجي نظير نشان لژيون دونور و...

پروفسور عدل با ايجاد روش «آسيستان ليبري» (منظور رزيدنت هايي بود كه استخدام رسمي نبودند و پول نمي گرفتند و چهار سال مجاني كار مي كردند) از ابتدا شاگردان را عادت داده بود كه براي پول كار نكنند. خودش نيز در اوج شهرت در دهه 20 و 30 ارقام بسيار پائيني حق العمل مي گرفت، آپانديسيت را 120 تومان، فتق را با 100 تومان و شكستگي پوتوكل را با 25 تومان درمان مي كرد و اين با مقايسه با حق العمل ساير تخصص ها در آن زمان، گله هاي فراواني از طرف شاگردانش به دنبال داشت. پروفسور عدل همچون ساير پزشكان علاقه مند و دلسوز به حال بيماران براي آن كه اشراف كامل به سير بيماريش داشته باشد هر بيماري كه به مطب خصوصي ايشان مراجعه مي كرد شرح حالي از نكات مهم بيماري بيمار را در دفتري مي نوشت تا در مراجعات بعدي بيمار با مراجعه به دفتر بر سير بيماري احاطه كامل داشته باشد. نمونه هايي از اين دفاتر در موزه پزشكي وجود دارد.

از برجستگي هاي ديگر اين بزرگ مرد حضور استثنايي او در جلسه مشاوره هاي پزشكي است، او حتي در سن بالا و در هر زمان از شبانه روز كه درخواست مي شد در بالين بيمار مورد مشاور حضور مي يافت و اگر جراح اول نيز مرتكب اشكال شده بود، بار مسئوليت وي را به دوش مي گرفت. صفتي كه امروزه در بين ما كيمياست. البته توجه داريد كه او در آن سن و سال خود بيماران را مي پذيرفت و جراحي هم مي كرد.

بالاخره پروفسور عدل را مي توان قهرمان اولين ها ناميد، چرا كه غير از بسياري از اولين جراحي هاي شكم، اولين جراحي قفسه صدري، اولين جراحي مري، اولين جراحي قلب، اولين جراحي ستون فقرات، اولين استئوسنتزها و اولين شكستگي گردن ران و حتي بعضي جراحي هاي مغز و اعصاب را براي اولين بار در ايران انجام داده است.

مناعت طبع، افتادگي، صميميت، وجدان پاك، حسن خلق، نداشتن كينه و خودخواهي از صفات بسيار بارز اوست.

... و امروز پروفسور عدل مرد هميشه تاريخ جراحان ايران در بين ما نيست با قامتي استوار به بلنداي هفتاد سال جراحي، با ذهني روشن و چشماني نافذ، با پنجه هايي هنوز قدرتمند كه با كوله باري از تجربه و دانش و خاطره با ما سخن مي گويد:

از خاطرات كودكي، از زندگي يك نوجوان 14 ساله در فرانسه آن روز از واكنش روزنامه هاي پاريسي وقتي آگاه شدند يك جراح جوان ايراني يك فرانسوي چاقو خورده در قلب را عمل كرده است. از وضعيت جراحي و بيمارستان هاي آن زمان ايران، شخصيت هاي بزرگي كه در طول عمر جراحي اش عمل كرده است، از بيمار كوآدريپلژي كه سوزن داخل نخاع گردني اش شده بود تا اولين جراحي هزني ديسكال، از استئوسنتزي كه در مطب دكتر حبيب عدل انجام داد تا اولين جراحي قلب در ايران و...

پروفسور عدل پس از 40 سال تدريس، سرانجام در سال 1358 بازنشسته شد. با اين همه كار او چه در لباس جراح و چه در كسوت استاد تا لحظه مرگ ادامه يافت. ولي چند سال آخر مطب خود را تعطيل كرده و معمولا اعمال جراحي انجام نمي دادند و بيشتر به مشاوره و راهنمايي مشغول بوده گاه بيماران معتقد به ايشان بخصوص پزشكان تقاضا مي كردند كه توسط ايشان عمل شوند و ايشان هم با كمال مهارت اين را به انجام مي رساندند. سر انجام پروفسور عدل در ۱۴ بهمن ۱۳۸۱ در سن ۹۴ سالگي بعد از ۶۰ سال جراحي و انجام بيش از ۶۰.۰۰۰ عمل جراحي، ديده از جهان فرو بست و با مراسمي كم نظير تشييع شد.

آثار علمي پروفسور عدل: پروفسور عدل در ۱۳۷۴ كتابي با عنوان انفاركتوس روده‌ي فرانتر، همراه با دكتر حيدر صدرالدين نيّري، تأليف كرد كه در سال ۱۳۷۷ چاپ مجدد شد. كتاب لوسين لژه با عنوان سميولوژي جراحي، ترجمه و تنظيم جلال سيد فرشي و عبدالحميد حسابي، زير نظر پروفسور يحيي عدل در سال ۱۳۴۵ منتشر شد. كتاب ديگري نيز با عنوان هيداتيوز، بيماري هيداتي با نظارت و راهنمايي پروفسور عدل در سال ۱۳۴۶ به همت دانشگاه تهران منتشر شد. همچنين مقالاتي از استاد به شرح زير تاليف شده است:

1.مقاله اي در باب هماتوكولپوس با هماتومتري و هماتوسالپنكس «انال آناتومي ژوئن 1938»

2.مقاله اي در باب فيبروم جدار رحم- مثانه «انال آناتومي آوريل 1938»

  1. مقاله اي در باب فيستول كيسه صفرا «بولتن مجمع كالبدشناسي ژانويه 1938»

4.مقاله اي در باب انفاركتوس معاء دقاق «انال آناتومي پاتولوژيك ژوئن 1938»

5.مقاله اي در باب نورينوم امينانس تنار «انال آناتومي پاتولوژيك آوريل 1938»

6.مقاله اي در باب لومبوتومي «مجله مديكال پراتيك مه1939»

اين شرح بي نهايت كز حسن يار گفتم       حرفي است از هزاران كاندر عبارت آمد

جملاتي از پروفسور يحيي عدل

« امروز پزشكي به طرف تخصصي شدن مي رود، كه البته چيز خوبيست اما عيبش اين است كه متخصصين خيال مي كنند فقط مطالب رشته خودشان را بايد بلد باشند و چيز ديگر لازم نيست ياد بگيرند.»

« امروز گاهي به من ايراد مي گيرند تو به جراحان خيانت كردي، چون رسمي از اول گذاشتي كه جراح دستمزد كم بگيرد. خودشان را با ارتوپدها يا جراحان زنان و زايمان يا اعصاب مقايسه مي كنند. در واقع راست مي گويند ما آن روزها براي پول كار نمي كرديم. اصلاً بلد نبوديم. نمي دانستيم مريض براي اين است كه پول بدهد. فكر مي كرديم مريض براي اين است كه خوب بشود. خيانتي كه من به دانشگاهيان كردم اين است كه به شاگردانم تقلب ياد نداده ام. هيچ كدام از شاگردانم بلد نيستند پول بگيرند.»

«بزرگترين خسران پزشكان اين بوده است كه در سالهاي اخير به طرف ماديات آمده اند. اين اتفاق در همه دنيا افتاده است. جنبه روحانيت خودشان را از دست داده اند. ما هر چقدر هم تلاش كنيم نمي توانيم به اندازه يك كارخانه دار يا رئيس فلان شركت درآمد داشته باشيم. نتيجه اين شده كه از آنجا رانده و از اين جا مانده شده ايم. »

«يك وقتي به من گفتند شما روز به روز مريضهايتان كمتر مي شود. گفتم طبيعي است، چون شاگرد من در لرستان همان عملي را مي كند كه من در سينا انجام مي دهم مي تواند به خوبي انجام بدهد. من نمي دانم چه مرضي در وجودم بوده است كه هرچه مي دانستم مي بايستي ياد بدهم.»

پروفسور عدل از نگاه ديگر اساتيد

دكتر هدايت: در زمان تحصيل ما، دو نفر از نظر روش تدريس شاخص بودند. يكي دكتر وكيلي و ديگر پروفسور عدل. پروفسور چنان بيمار و بيماري را تصوير مي كردند كه من هنوز درس آپانديسي كه ايشان پنجاه سال پيش به ما داده اند به ياد دارم و هنوز هم در موارد مشكل گفته هاي ايشان مشكل گشاست.

دكتر سيدفرشي: بارزترين شاخصه تدريس پروفسور، سادگي درس ايشان بود موقع درس دادن، حس مي كرديم كه دارند گپ مي زنند. مسايل را به قدري ساده بيان مي كردند كه همه همان جا درس را حفظ مي شدند. آسان ياد مي دادند، آسان عمل مي كردند. كساني كه در مكتب ايشان نبودند برخي عملها برايشان پيچيده بود، براي ما، همه عملها آسان و ساده بود.

دكتر غفورزاده: وقتي درحين جراحي به دستهاي دكتر عدل نگاه مي كني، انگار مشغول يك كار هنري است. حركت دستهاي ايشان بسيار ملايم، آرام، بدون حركات اضافي و صدمه زدن به بافتهاست. به نظر مي رسد كه خيلي كند كار مي كنند اما جراحي شان خيلي سريع تمام مي شود.

دكتر حسابي: مهمترين و ارزنده ترين اقدام پروفسور تربيت جراحان بي شمار در ايران است. اگر هر 10 سال را يك نسل به حساب آوريم، امروز نسل ششم يا هفتم تربيت شدگان مكتب عدل را در گوشه و كنار اين سرزمين مي توان سراغ گرفت.

دكتر هدايت: تعداد شاگرداني كه ايشان تربيت كرده اند از شمار بيرون است ايشان را مي توان سرچشمه لايزالي دانست كه رشته هاي آن در سراسر ميهن عزيزمان ايران جاري است.

دكتر سيدفرشي: موارد بسيار پيش مي آمد كه خبر مي رسيد فلاني به پروفسور بد و بيراه گفته است. اما ايشان اهميتي نمي داد. گاهي هم سروكار همان شخص با ايشان مي افتاد و پروفسور با گشاده رويي كارش را راه مي انداخت.

دكتر شمس شريعت تربقان: نه تنها جراحان بلكه بسياري از پزشكان ديگر، مثل من غير جراح هم از ارادتمندان استاد هستيم و من افتخار مي كنم كه در مكتب ايشان درس اخلاق، حوصله، حسن خلق و دقت را ياد گرفته ام.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در جمعه, 07 مهر 1396 ساعت 01:29
  • اندازه قلم

گروه فناوری اطلاعات جومی ارائه کننده ی خدمات جوملا اعم از قالب فارسی جوملا ، افزونه فارسی جوملا ، هاست ویژه جوملا و.....

وبگاه: www.joomi.ir/
محتوای بیشتر در این بخش: « توفیق موسیوند پروانه وثوق »

درباره ی ایران مدلاین

IranMedline

باسلام مدیریت سایت ایران مدلاین با هدف دستیابی آسانتراطلاعات طبی/بهداشتی برای همگان ، بویژه پزشکان و پیراپزشکان ، اقدام به انتشاراین سایت نمود. سایت کنونی که بدنبال تغییرات کلی واساسی برمبنای توصیه ها و پیشنهادات شما عزیزان دستخوش دگرگونی وسیعی شد، حاصل ساعتها تلاش گروه طراحی ، نویسندگان، هنرمندان وپزشکان همکارسایت رابه شما جویندگان علم ودانش ارائه می دهد. معهذا بازهم درانتظار نظرات همه شما هستیم.هدف اصلی سایت، ارائه اطلاعا ت جامع علوم پزشکی و بهداشت و تمام شاخه های وابسته به آن می باشد.لذا استدعا داریم هرگونه کمبودی دراین زمینه رابه ما یادآوری نمائید.

متاسفانه سایت کاملی که تمامی اطلاعات موردنیازشما رادرزمینه علوم پزشکی و حرف وابسته فراهم نماید به زبان فارسی موجودیت نیافته بود، وجهت دستیابی به موضوعات مورد نظرلازم بود تمامی سایتهای فارسی /غیرفارسی راجستجو کنید تا شاید برحسب تصادف به اطلاعات موردنظرتان دسترسی بیابید.